خرید بک لینک
رفتم ایر. خوب بود. گرم. افتاب. زینت. مامانی. حسن. خاله. ارثیه. سلیمانی. کشاورز. اقایی. معروفی. اسماعیلی. شهس. بعضی ها رو هم ندیدم. بعضی چیزها رو هم یادمه اما حوصله ندارم بنویسم چون تلخ ان بعضی ها. تولدم اونجا بودم. خوب بود. امدم همون روز الف مرد! فرن یه هفته بعد بی شعور برای من جیزی نوشته. حوصله ندارم پاکش کردم بی شعور. جامعه ای که نفهمه الف و درخت ها. برن گم شن. دیشب رفتم مهمونی یونی. امروز خسته درد. خیلی. جری .. استفی. و .. دیگه برای من تموم شده. سرت گرم با کسایی که ارزش دارن. دیروز با ایان/رضوان. در مورد گروه جدید. فردا او اچ و نیکی. خسته م کردن. همه زندگی م ترسیدم.

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 14:30

صفحه بندی